تبلیغات
ღღ★ღღ جیگیلی ღღ★ღღ

ღღ★ღღ جیگیلی ღღ★ღღ
به وب سایت جیگیلی خوش اومدید! 
قالب وبلاگ

 

روزی یک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟'، خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.


مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد، خداوند گفت: 'تو جهنم را دیدی، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود، یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن و افراد دور میز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خندیدند، مرد روحانی گفت: 'خداوندا نمی فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتیاج به یکمهارت دارد، می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به یکدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!'

هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما  فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که  آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را  دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ  کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد.

 

 

 

تخمین زده شده که 93% از مردم این متن را برای دیگران ارسال نخواهند کرد، زیرا آنها تنها به خود می اندیشند، ولی اگر شما جزء آن 7% باقی مانده می باشید، این پیام را برای دیگران ارسال نمایید، من جزء آن 7% بودم، همچنین به یاد داشته باشید که من همیشه حاضرم تا قاشق غذای خود را با شما سهیم شوم.




طبقه بندی: داستان،
[ پنجشنبه 20 آبان 1389 ] [ 11:39 ق.ظ ] [ راحیل ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلام یه سلام رنگی به رنگ رز قرمز که خیلی دوسش دارم
از اینکه به وبم سرزدین خیلی خوشالم
من این وبو 18 بهمن 87 درس کردم
من راحیل 16 ساله متولد 22/1/76 هستم
رنگهای شادو دوس دارم اهنگهای شادو رپ گاهیم پاپو دوس دارم عاشق ریسک و هیجانم شادو شیطونو پر چونم از ادامای عینکی خیلی خوشم میاد چشای رنگی رو خیلی دوس دارم ولی احساس میکنم چشای مشکی یه برق خاصی داره از عروسک بدم میادو از خاله بازی متنفرم خیلی شاعرانه و رمانتیک فک میکنم ولی از لوس بازی بدم میاد

حتما حتما حتما نظر بدین
در نظر سنجی شرکت کنین
اگر دوست دارین در وبلاگتون منو با اسم جیگیلی بلنکین بد بم خبر بدین
دوستون دارم
نویسندگان
نظر سنجی
دوس دارین تو کدوم بخش بیشتر مطلب بزارم؟؟






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب