تبلیغات
ღღ★ღღ جیگیلی ღღ★ღღ

ღღ★ღღ جیگیلی ღღ★ღღ
به وب سایت جیگیلی خوش اومدید! 
قالب وبلاگ

 

در یك پارك زنی با یك مرد روی نیمكت نشسته بودند و به كودكانی كه در حال بازی بودند نگاه می­كردند. زن رو به مرد كرد و گفت پسری كه لباس ورزشی قرمز دارد و از سرسره بالا می­رود پسر من است . مرد در جواب گفت : چه پسر زیبایی و در ادامه گفت او هم پسر من است و به پسری كه تاب بازی می­كرد اشاره كرد .

مرد نگاهی به ساعتش انداخت و پسرش را صدا زد : تامی وقت رفتن است .

تامی كه دلش نمی­آمد از تاب پایین بیاید با خواهش گفت بابا جان فقط 5 دقیقه . باشه ؟

مرد سرش را تكان داد و قبول كرد . مرد و زن باز به صحبت ادامه دادند . دقایقی گذشت و پدر دوباره فرزندش را صدا زد : تامی دیر می­شود برویم . ولی تامی باز خواهش كرد 5 دقیقه این دفعه قول می­دهم .

مرد لبخند زد و باز قبول كرد . زن رو به مرد كرد و گفت : شما آدم خونسردی هستید ولی فكر نمی­كنید پسرتان با این كارها لوس بشود ؟

مرد جواب داد دو سال پیش یك راننده مست پسر بزرگم را در حال دوچرخه­ سواری زیر گرفت و كشت . من هیچ­گاه برای سام وقت كافی نگذاشته بودم . و همیشه به خاطر این موضوع غصه می­خورم . ولی حالا تصمیم گرفتم این اشتباه را در مورد تامی تكرار نكنم . تامی فكر می­كند كه 5 دقیقه بیش­تر برای بازی كردن وقت دارد ولی حقیقت آن است كه من 5 دقیقه بیشتر وقت می­دهم تا بازی كردن و شادی او را ببینم . 5 دقیقه­ای كه دیگر هرگز نمی­توانم بودن در كنار سام ِ از دست رفته­ام را تجربه كنم .

بعضی وقتها آدم قدر داشته­ها رو خیلی دیر متوجه می­شه . 5 دقیقه ، 10 دقیقه ، و حتی یك روز در كنار عزیزان و خانواده ، می­تونه به خاطره­ای فراموش نشدنی تبدیل بشه . ما گاهی آنقدر خودمون رو درگیر مسا ئل روزمره می­كنیم كه واقعا ً وقت ، انرژی ، فكر و حتی حوصله برای خانواده و عزیزانمون نداریم . روزها و لحظاتی رو كه ممكنه دیگه امكان بازگردوندنش رو نداریم .

این مسئله در میان جوانترها زیاد به چشم می­خوره . ضرر نمی­كنید اگر برای یك روز شده دست مادر و پدرتون رو بگیرید و به تفریح ببرید . یك روز در كنار خانواده ، یك وعده غذا خوردن در طبیعت ، خوردن چای كه روی آتیش درست شده باشه و هزار و یك كار لذت بخش دیگه .

قدر عزیزانتون رو بدونید . همیشه می­شه دوست پیدا كرد و با اونها خوش گذروند ، اما همیشه نعمت بزرگ یعنی پدر و مادر و خواهر و برادر در كنار ما نیست . ممكنه روزی سایه عزیزانمون توی زندگی ما نباشه




طبقه بندی: داستان،
[ یکشنبه 16 آبان 1389 ] [ 11:31 ق.ظ ] [ راحیل ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلام یه سلام رنگی به رنگ رز قرمز که خیلی دوسش دارم
از اینکه به وبم سرزدین خیلی خوشالم
من این وبو 18 بهمن 87 درس کردم
من راحیل 16 ساله متولد 22/1/76 هستم
رنگهای شادو دوس دارم اهنگهای شادو رپ گاهیم پاپو دوس دارم عاشق ریسک و هیجانم شادو شیطونو پر چونم از ادامای عینکی خیلی خوشم میاد چشای رنگی رو خیلی دوس دارم ولی احساس میکنم چشای مشکی یه برق خاصی داره از عروسک بدم میادو از خاله بازی متنفرم خیلی شاعرانه و رمانتیک فک میکنم ولی از لوس بازی بدم میاد

حتما حتما حتما نظر بدین
در نظر سنجی شرکت کنین
اگر دوست دارین در وبلاگتون منو با اسم جیگیلی بلنکین بد بم خبر بدین
دوستون دارم
نویسندگان
نظر سنجی
دوس دارین تو کدوم بخش بیشتر مطلب بزارم؟؟






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب