تبلیغات
ღღ★ღღ جیگیلی ღღ★ღღ

ღღ★ღღ جیگیلی ღღ★ღღ
به وب سایت جیگیلی خوش اومدید! 
قالب وبلاگ

دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید كه هیچ
زندگی نكرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز از عمرش خط نخورده باقی بود.
پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد، داد زد و بد و بیراه گفت، خدا سكوت كرد، جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد، آسمان و زمین را به هم ریخت، خدا سكوت كرد.
به پر و پای فرشته ‌و انسان پیچید، خدا سكوت كرد، كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد، دلش گرفت و گریست و به سجده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت: "عزیزم، اما یك روز دیگر هم رفت، تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها یك روز دیگر باقی است، بیا و لااقل این یك روز را زندگی كن."
لا به لای هق هقش گفت: "اما با یك روز... با یك روز چه كار می توان كرد؟ ..."
خدا گفت: "آن كس كه لذت یك روز زیستن را تجربه كند، گویی هزار سال زیسته است و آنكه امروزش را در نمی‌یابد هزار سال هم به كارش نمی‌آید"، آنگاه سهم یك روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: "حالا برو و یک روز زندگی كن."
او مات و مبهوت به زندگی نگاه كرد كه در گودی دستانش می‌درخشید، اما می‌ترسید حركت كند، می‌ترسید راه برود، می‌ترسید زندگی از لا به لای انگشتانش بریزد، قدری ایستاد، بعد با خودش گفت: "وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این زندگی چه فایده‌ای دارد؟ بگذارد این مشت زندگی را مصرف كنم.."
آن وقت شروع به دویدن كرد، زندگی را به سر و رویش پاشید، زندگی را نوشید و زندگی را بویید، چنان به وجد آمد كه دید می‌تواند تا ته دنیا بدود، می تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشید بگذارد، می تواند .....
او در آن یك روز آسمانخراشی بنا نكرد، زمینی را مالك نشد، مقامی را به دست نیاورد، اما ...
اما در همان یك روز دست بر پوست درختی كشید، روی چمن خوابید، كفش دوزدكی را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آنهایی كه او را نمی‌شناختند، سلام كرد و برای آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد، او در همان یك روز آشتی كرد و خندید و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و بخشید، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.
او در همان یك روز زندگی كرد.
فردای آن روز فرشته‌ها در تقویم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، كسی كه هزار سال زیست!"
زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن می اندیشیم، اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد، عرض یا چگونگی آن است..
امروز را از دست ندهید، آیا ضمانتی برای طلوع خورشید فردا وجود دارد



طبقه بندی: اطلاعیه،
[ پنجشنبه 27 خرداد 1389 ] [ 09:55 ق.ظ ] [ راحیل ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلام یه سلام رنگی به رنگ رز قرمز که خیلی دوسش دارم
از اینکه به وبم سرزدین خیلی خوشالم
من این وبو 18 بهمن 87 درس کردم
من راحیل 16 ساله متولد 22/1/76 هستم
رنگهای شادو دوس دارم اهنگهای شادو رپ گاهیم پاپو دوس دارم عاشق ریسک و هیجانم شادو شیطونو پر چونم از ادامای عینکی خیلی خوشم میاد چشای رنگی رو خیلی دوس دارم ولی احساس میکنم چشای مشکی یه برق خاصی داره از عروسک بدم میادو از خاله بازی متنفرم خیلی شاعرانه و رمانتیک فک میکنم ولی از لوس بازی بدم میاد

حتما حتما حتما نظر بدین
در نظر سنجی شرکت کنین
اگر دوست دارین در وبلاگتون منو با اسم جیگیلی بلنکین بد بم خبر بدین
دوستون دارم
نویسندگان
نظر سنجی
دوس دارین تو کدوم بخش بیشتر مطلب بزارم؟؟






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب